شمارهٔ ۱۸ - غلام طالع
گر به صنعت عدیل داودیور به حکمت نظیر لقمانی
ور به زور آوری و، صف شکنیاشکبوسی و، پور دستانی
یا به حسن و جمال در عالمثانی حسن ماه کنعانی
چون تو را نیست بخت و طالع نیکبی سبب، هر طرف، شتابانی
گر زمین، آسمان، به هم دوزیباز محتاج لقمه نانی
رزق بی شک تو را رسد لیکنلقمه نان به کندن جانی
ور تو را بخت و طالع نیک استبحر علم استی و سخندانی
خلق خوانند اعلم العلماتگرچه بی دانشی و نادانی
«ترکیا» رو غلام طالع باشور نه در کار خویش، حیرانی