گنج

شمارهٔ ۸۰ - عقده های دل

۸ بیت
فلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟قسمت از دهر نشد بعد توام گور چرا؟
توشه کشور ایجادی و، فرزند رسولسر پر نور تو از ملک بدن، دور چرا؟
عقده های دل زینب زتو مفتوح نشدسینه ات از سم اسبان شده مکسور چرا؟
ای کلیم اله من! کنج تنور خولیبر سر غرق بخونت شده چون طور چرا؟
هم جوار تو بود اکبر گلگون بدنتهست لیلای جگر خون، ز تو مهجور چرا؟
دخترانت ز چه بعد از تو پریشان و اسیربستهٔ بند گران، عابد رنجور چرا؟
مرگ خود را زخدا از چه نخواهم که یزیدشده از کشتن تو این همه مغرور چرا؟
«ترکی» از خون دل و اشک بصرمی ننهیبه جراحات تنش مرهم کافور چرا؟