گنج

شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسن

۸ بیت
فلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی توچرا؟ هر کهنه داغی بود از نو تازه کردی تو
غمی ز اندازه بیرون بر دلم وارد شد از ظلمتز بس بر آل طاها ظلم بی اندازه کردی تو
زهم اوراق کردی دفتر آل پیمبر راکتاب آل سفیان را ز نو شیرازه کردی تو
سر سبط نبی را از قفا از تن جدا کردیبه کوفه بردی و آویزهٔ دروازه کردی تو
شهنشاهی که از آوازهٔ حسنش جهان پر بودز قتلش جمله عالم را پر از آوازه کردی تو
اسیر و خون جگر از کربلا تا شام زینب راپریشان موسوا را شتر جمازه کردی تو
به رخسار زنان و دختران آل بوسفیانز خون نوخطان آل عصمت غازه کردی تو
جفاهایی که با آل نبی کردی تو در عالمدمادم داغ اهل عالمی را تازه کردی تو