شمارهٔ ۱۰۸ - خون جای اشک
یارب! به خون پاک شهیدان کربلایارب! به قرب و منزلت و شان کربلا
یارب! به خون فرق علی اکبر رشیدیارب! به خون دیدهٔ لیلای ناامید
یارب! به تشنه کامی عباس نامداریارب! به آه و زاری کلثوم دل فگار
یارب! به خون حلق علی اصغر صغیرکز کینه گشت حنجرش آماجگاه تیر
یارب به آن سری که بریدند از قفاگه در تنور رفت و، گهی نوک نیزه ها
یارب! به پیکری که فکندند بر زمینیارب! به سینه ای که لگدکوب شد ز کین
یارب! به دلشکسته گی زینب حزینیارب! به سوز داغ زین العابدین
یارب! به سوز قلب اسیران بی پناهیارب! به آه و نالهٔ طفلان بی گناه
یارب! به سوز سینهٔ طفلان بیپدریارب! به اشک چشم اسیران خون جگر
یارب! به جسم پاک شهیدان بی کفنیارب! به لاله های به خون خفته در چمن
اسلام را قوی کن و کفار را زبونآن را علم بلند کن، این را علم نگون
ایران و هر که هست در این پاک سرزمینیعنی ز مردمان خداترس و پاک دین
ملکش ز چشم زخم عدو، باد در امانالطاف تو اهالی او را نگاهبان
اخلاصشان به آل نبی هست فرض عینسوزند شمع سان، ز غم غربت حسین
نام حسین چو می گذرد بر زبانشانخون جای اشک، می رود از دیدگانشان
هر سال و، ماه و، هفته و، روز و، شب از وفادارند بزم ماتم سلطان دین بپا
«ترکی» بود به مردم شیراز خاک راهمداح اهل بیت بود با سرشک و آه