گنج

شمارهٔ ۲

آیینه به بزم دلگشای تو رسدای جان نگاه
هم شانه به زلف مشکسای تو رسدما را چه گناه؟!
ما خال شویم و سرمه منظور افتدمردیم ز رشک
دل خون شود و حنا به پای تو رسدسبحان الله؟!