گنج

شمارهٔ ۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)۱۵ بیت
سرنوشت جبهه می‌دانیم نقش پات راقسمت تقدیر می‌خوانیم ما غم‌هات را
باعث شور قیامت قامت رعنات رارونق بازار شکر خنده لب‌هات را
نایب عیسی مریم لعل روح‌افزات را!
قامتت را نارون سرمشق آزادی کندابرویت را ماه نو اقرار استادی کند
نرگست را مردمک تعلیم بیدادی کندعشوه‌ات با صد فسون آهنگ صیادی کند
الغرض خالی ندیدم از هنر یک جات را!
گر خرامد سرو آزادت به گلگشت چمنشاخ طوبی بشکند از پا درآید نارون
خون شود مشک از خطت در ناف آهوی ختنگل درد از عارضت جیب قبا و پیرهن
آفرین ای میر خوبان حسن بی‌همتات را!
در بساط عارضت نرد تماشا باختماسپ ناکامی به راهت من ز فرزین ساختم
حلقه دام غلامی را به گوش انداختمچون پیاده در رکاب توسنت می‌تاختم
از کرم یک ره نکردی شاه من رخ‌مات را
طغرل از رمز لبت یک نکته افشا می‌کنمشورشی در عرصه تحقیق برپا می‌کنم
حجتی من از خط لعلت هویدا می‌کنمدر میان شاعران ملک دعوی می‌کنم
شاهدم باشی تو نبود حاجتی اثبات را!