شمارهٔ ۱: زمزمهٔ کیفیت مقام طریقت گزینی و ترانهٔ حقیقت ایام گوشه نشینی
ز قناعت نخورم غیر هوا در کشمیربه چنین رزق، کنم شکر خدا در کشمیر
یاسمین بهر چه آرد طبق خویش برمکه نیم شیر طلب، صبح و مسا در کشمیر
لاله پیشم چو نهد کاسه آش جشیچمچه ای زان نخورم همچو صبا در کشمیر
گل زرد آوردم گر ز مزعفر طبقیبه مشامم ندهد بوی غذا در کشمیر
غنچه داند که کبابش نبود منظورمگرچه بی رزقی ام افکند ز پا در کشمیر
قرص خبازی اگر میده گوهر باشدنستانم ز کفش همچو گدا در کشمیر
لب من چون لب جو، نان کسی را نچشدموج آب از چه شود سفره گشا در کشمیر؟
موی سر، گشته چو طاووس، کلاهم در فقرچه رباید ز سرم باد صبا در کشمیر
گرد غربت زدگی خرقه من گشته چو کوهلیک از نیش خسان، بخیه نما در کشمیر
پای من چون کتل از مشت خسی یافته کفشنعل وارون چه زند کفش ربا در کشمیر
شانه تابم ز مقید شدن لاله چو بادگر به دوشم کند از برگ، ردا در کشمیر
سوی نرگس نکنم باز، کف همت خویشچون به دستم دهد از شاخ، عصا در کشمیر
پا به خس خانه بلبل نگذارم از ننگموسم گرم شدنهای هوا در کشمیر
پنجه بر آتش گل، باز نخواهم کردنسردی ام گر بکشد فصل شتا در کشمیر
شکوه را چون ندهم رنگ ز نقاش بهار؟که به نامم شده طراح جفا در کشمیر
نشود یک درمش رایج بازار چمنچون خزان گر بودم کان طلا در کشمیر
همچو گل گر به دکان لعل بدخشان آرمکس نیاید به سرش غیر هوا در کشمیر
گر بود سبزه صفت، معدن فیروزه مرابه تعدی بردش باد فنا در کشمیر
سوسن از تیرگی انگشت نما گردیدهچه رساند به دلم برگ صفا در کشمیر
جام نرگس که تهی بودن او مشهور استگشته لبریز دغایم همه جا در کشمیر
رو به من طعن دمیدی ز لب نافرمانگر نمی بود زبانش به قفا در کشمیر
گل خیری ز شرارت به سرم چون ندود؟که ز خیریت خود کرده ابا در کشمیر
بوی کلفت نشنیدم ز گل تاج خروستا نگردید قزلباش نما در کشمیر
قد کشیده ست بنفشه ز سر دیوارمکه نگونسار کند کاخ مرا در کشمیر
کف نیلوفر اگر نایب مصقل گرددنشود از دل من زنگ زدا در کشمیر
تا نماید خفه از دود خودم غنچه صفتمشعل لاله نینگیخت ضیا در کشمیر
گل ز سرپنجه گریبان مرا نگذارددامنم را چو کند خار رها در کشمیر
غیر سوزش نرسد نفع به چشم تر منگر زر جعفری افتد به جلا در کشمیر
مغز ما چشمه سودا شده از سنبل ترکه دهد روغن بادام به ما در کشمیر؟
کس نفهمید که ریحان چه کدورت داردز من عاجز بی برگ و نوا در کشمیر
طفل شبنم همه جا بنگی مادرزاد استکار ازو چون طلبم همچو صبا در کشمیر
تردماغی ز گل کوزه چه سان خواهم یافتکه ز خشکی نکند نشو و نما در کشمیر
گل عباسی ازان رو که به شه منسوب استمی کند از من درویش ابا در کشمیر
دل من لاله صفت چون نشود داغ فریب؟که شقایق دمد از تخم دغا در کشمیر
پیش ازان دم که رسد آتش گلنار به دودشعله افکند به مشت خس ما در کشمیر
خارج آهنگ به گوش دلم آید صوتشچون شود مرغ سحر، نغمه سرا در کشمیر
گربه بید، ره سگ صفتی پیش گرفتپاچه ام را نکند زخم چرا در کشمیر؟
ز سفیدار، سیاه است تنم چون سوسنبس که انداخت به من، برگ جفا در کشمیر
تا ربوده ست چنار از دل من سوز درونگرم نفرین شومش صبح و مسا در کشمیر
گوش من چون نشود کر، که به تحریک نسیمعرعر افکند به هر سو عللا در کشمیر
همچو ریحان ندهد شام مرا یک جو نورز ارغوان گر شفق افتد به هوا در کشمیر
تاک را شیوه بدمستی ازان خرم ساختکه پی لت شودم دست گشا در کشمیر
چشم من چون نخورد ترس، که هر نارونیکفچه ماری ست قوی ساخته پا در کشمیر
افکند پنجه شمشاد به کار دل منعقده ای گر کند از طره جدا در کشمیر
دست جراح بهاری نبرد پی به رفوتیغ بید ار زندم زخم رسا در کشمیر
به صنوبر چه کنم یکدلی خویش اظهار؟که دو سویم کشد از شاخ بلا در کشمیر
بال مرغ نگهم زخم بود همچو تذرونیزه سرو شده تا به هوا درکشمیر
تا توانم ز شط گریه خود بیرون شدمی کنم بر لب «دل» مشق شنا در کشمیر
سبزه «باغ نشاطم» به کدورت افکندسوی نخلش چه روم همچو صبا در کشمیر
«فیض بخش» از اثر پست و بلند چمنشهر قدم گشت مرا رنج فزا در کشمیر
«شاله مار» از دم عقرب خس و خار انگیزدتا کنندم ز گل نیش، فنا در کشمیر
تخم ابلیس، زمین دار «الهی باغ» استسیرگاهش نکنم چون صلحا در کشمیر
«حسن آباد» قبیح از چه نباشد بر من؟که شد این غمکده از ظلم بنا در کشمیر
«نور باغ» از ره ظلمت شده تاریک نشینگل او چون دهدم بوی ضیا در کشمیر؟
«ظفرآباد» که از فوج خزان دید شکستچه گل قدر برآرد بر ما در کشمیر؟
هر که گردید دلیلم به ره «باغ نسیم»کرد سرگشته مرا همچو صبا در کشمیر
«زعفران زار» که یک سیرگه مشهور استسیر او ریخت به من رنج و عنا در کشمیر
تا شود رهزن عقلم شجر «کاکاپور»ریشه بنگ دواند همه جا در کشمیر
کلفت از چشمه «اچول» نه چنان گشت روانکه به سویم ندود جوی فنا در کشمیر
شتر عرعری آب که در «ورناک» استبهر ترسم فکند کف به هوا در کشمیر
ز «صفاپور» دلم چون به کدورت نرسد؟که شط او نزند موج صفا در کشمیر
بخت برگشته، ز هر کوه به من کرد نصیبعوض مهرگیا، کینه گیا در کشمیر
«پیر پنجال» که شد صومعه دار خنکیبه مریدی چه کند گرم، مرا در کشمیر
«کوه ماران» زخس دامن زهرآلودشریخت افعی به من بی سر و پا در کشمیر
پشته «تخت سلیمان» که ز گل یافت پریسایه اش دیو بود بر سر ما در کشمیر
«کوه لار» از کمر خویش برافراخته تیغچون نتازد به سرم بهر وغا در کشمیر؟
خاک کشمیر برانداخته تخم گل ذوقزان سبب قحط شده برگ حنا در کشمیر
همچو نرگس نبود رنج مرا درمانیگر ببارد ز رگ ابر، دوا در کشمیر
چون بنفشه ز نگونساری کاشانه تننکنم فرق عروسی ز عزا در کشمیر
شبنم از چشم ترم آب در آرد به تغارگر بشویند گل و لاله، قبا در کشمیر
شهر و ده، کوه و بیابان، همه جا خار غم استگل شادی طلبم تا به کجا در کشمیر
دختر رز که نپوشیده رخ از بی برگانخواهد از من زر گل، روی نما در کشمیر
اشتها نیست که یک آب خورم تا «دهلی»بس که خوردم جگر تشنه، دغا در کشمیر
به نگهبانی چندال که دزد چمن استخضر را گم شده نعلین و عصا در کشمیر
باد کز روی ادب، تخت سلیمان می بردزده بر «تخت سلیمان» سرپا در کشمیر
عرق شرم توان یافت ز رخسار گلیاگر از هند بود تخم حیا در کشمیر
چه عجب گر گل بی عصمتی افتد به سرشمرغ حقگو چو کند پا به هوا در کشمیر
صوفیان را نبود باب سر دوش صلاحصافی باده اگر نیست ردا در کشمیر
باد از گل نتواند زر بی سود گرفتبس که رایج شده سود از علما در کشمیر
مفتی از شیخ، گواهی به چه سان گیرد واموام شرعی نبود گر به ربا در کشمیر
رو به بتخانه کند هیات محرابی راحاجی آرد چو به کف قبله نما در کشمیر
بوریایی که بود معبد زاهد را فرشمی دهد بوی ریا تا همه جا در کشمیر
سخن از طوطی و مینای دکن می دزددنظم خوانی که کند نشو و نما در کشمیر
چون تنک مایه مضمون نشوم، کز غارتنقد و جنس سخنم گشت فنا در کشمیر
جای آن هست که دستان زن نطقم زهراسهمچو بلبل نکند صوت و صدا در کشمیر
مزد این شیوه که آیینه صفت یکرویمپشتم از بار ستم گشت دو تا در کشمیر
دل بخت سیه از راحت من می ترکیدگر نمی برد ز لاهور مرا در کشمیر
گشته پیدا ز نم چشم ترم عمانیچون جزیره نکند کار مخا(؟) در کشمیر؟
گر شهید است کسی کو به جفا می میردمی توان خواند مرا از شهدا در کشمیر
زان جماعت که سر خویش دهم در رهشاننشنیده احدی نام وفا در کشمیر
اختلاط که دهد برگ نشاطم، که مرادشمنی چند بود دوست نما در کشمیر
عکسشان تا زده بر جوی چمن، تیره دلینیست با آینه آب، صفا در کشمیر
تخم این فرقه برافتد، که شد از کثرتشانباغ بر من چو قفس تنگ فضا در کشمیر
کم نگشتند ز همسایگی ام اهل نفاقمگر آن سال که افتاد وبا در کشمیر
طعنه مشک ختایی، شده مادر به ختنبس که پیدا شده مادر بخطا در کشمیر
عیب طغرا نکنی بر سر این تندمقالگر بدانی که کشیده ست چها در کشمیر