شمارهٔ ۷۶۴
گل را نبود رونق رویی که تو داریسنبل ندهد نکهت مویی که تو داری
چون بوی ترا تحفه به گلشن نبرد باد؟بوی گل تر نیست چو بویی که تو داری
روی تو نکو، موی تو خوش، لیک چه حاصل؟یک دم نتوان ساخت به خویی که تو داری
ساقی، قدح از چشمه به دست آر، که امشبدریا شده مهمان سبویی که تو داری
زآیینه انصاف ببین صورت خود راچون بوسه نخواهیم ز رویی که تو داری؟