شمارهٔ ۷۶۰
چشم من سوی تو، چشم تو به سوی دگریمن به روی تو ببینم، تو به روی دگری
ما چو طوطی ز نم جوی طبیعت سبزیمسبزه ما نخورد آب ز جوی دگری
پاکی دل به تو در سجده تسلیم چه سودنتوان کرد عبادت به وضوی دگری
گر سبوی خودم از دست رود بر سر آببه که چون دسته بچسبم به سبوی دگری