شمارهٔ ۶۹۵ ۳ بیت قتل ما بی دست و پایان را دلیری شرط نیستکشتن سیماب می آید ز هر بی جرأتی در ازل بر خویش راه پیش بینی بسته ایمنیست چون آیینه هرگز در دل ما نیتی می روی بی رخصت امشب، کس چه سازد جان منجان نمی گیرد ز کس در وقت رفتن رخصتی