گنج

شمارهٔ ۶۵۸

۵ بیت
یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه دهدود ریحان را زگل، جوشی در آتشخانه ده
سنبل این دشت، بوی زلف لیلی می دهدطره اش را از نسیم بید مجنون، شانه ده
می زند واعظ به سرمستان بزم عشق، طعنآشنایان را پناه از کاوش بیگانه ده
گر شود انگشت زاهد رهبرم در کار عشقتاب سرگردانی ام چون سبحه صد دانه ده
من به پایین خانه دار فنا راضی نیمهمچو منصورم ز عزت جا به بالا خانه ده