گنج

شمارهٔ ۵۶

۶ بیت
بس که از جوی صفا، شاداب می بینم تراهمچو عکس شاخ گل در آب می بینم ترا
گر شب تاریک برداری نقاب از روی خویشاز فروغ چهره در مهتاب می بینم ترا
شبنم بر برگ سوسن خفته می آید به یادتکیه چون بر بستر سنجاب می بینم ترا
ساده لوحی بین که دارم از تو چشم دوستیمن که دشمن پرور احباب می بینم ترا
ناز کمتر کن که من در کامجویی قانعمبس بود، یک بار اگر درخواب می بینم ترا
گریه می آید مرا بر حال طغرا همچو شمعهر کجا با خوی آتش تاب می بینم ترا