گنج

شمارهٔ ۴۸

۳ بیت
می برد گل رویت، رنگ صد گلستان رامی زند لب لعلت، راه صد بدخشان را
شانه ای نمی باید، سرمه ای نمی شایدآن دو زلف پیچان را، آن دو چشم فتان را
در بساط خود طغرا، داشت دین و ایمانینرد عشق پیش آمد، باخت دین و ایمان را