گنج

شمارهٔ ۴۷۶

۲ بیت
در کف امید ما شد ساغر سرشار خشکشد گلوی شیشه ما چون لب بیمار خشک
صحبت تردامن و زاهد نمی چسبد به همگل نمی گیرد به خود، هرگه بود دیوار خشک