گنج

شمارهٔ ۴۶۹

۳ بیت
کو پیر مغان کز می اسرار زند حرفبا ما به لب ساغر سرشار زند حرف
چشمک زدن نرگس او دلخوشی آوردشاد است پرستار چو بیمار زند حرف
واعظ به سخن عزت خود را مده از دستکم قدر شود مرد چو بسیار زند حرف