شمارهٔ ۴۲۵ ۲ بیت محضر صد بیخودی دارم ز جام می به کفساقی از مستی گمان دارد که هشیارم هنوز از هجوم خواب، مژگانم نمی آید به همصبح خیز شوق پندارد که بیدارم هنوز