شمارهٔ ۴۱۹ ۳ بیت گرد کلفت بس که می ریزد مرا بر تن غباربر رخ آیینه می پاشد ز عکس من غبار خاکساران را چو رانی از درت، خنجر مکشمی شود از باد دامن، عازم رفتن غبار بس که پر گرد ملالم، گر زنی دستی به منریزدم از هر بن مو همچو پرویزن غبار