گنج

شمارهٔ ۴۱۱

۴ بیت
دل برد آن نگار، ببینم چه می کندگل کرد صید خار، ببینم چه می کند
شوخی کنان به چشم درآمد چو طفل اشکآید چو در کنار، ببینم چه می کند
در صبح وصل، دیده گرفتار گریه بوددر شام انتظار ببینم چه می کند
کارم به دست چرخ و ز من بازپرس کارانصاف کردگار ببینم چه می کند