گنج

شمارهٔ ۳۸۲

۴ بیت
این یک دم نابود، چه باشد چه نباشدبا آتش ما دود، چه باشد چه نباشد
فلک بی جور خلق از شیوه رفتار می مانددرشتی گر نباشد، آسیا از کار می ماند
کشد چون آفتاب از کوی آن مه پا به ناچارینگاهش همچو کاه زرد بر دیوار می ماند
در آهنگ ندامت، طرز خاموشی نمی دانملبم گر خاک گردد، بانگ استغفار می ماند