شمارهٔ ۳۵۸
درین چمن، گل امسال همچو پار نبودبه جای غنچه شاداب، غیر خار نبود
صنوبر از همه سو آفتاب گز می کردز برگ ریز خزان سایه با چنار نبود
پیاده، رو به عدم داشت فوج تاج خروسبر اسب چوبی صد شاخ، یک سوار نبود
در آن مقام که رودش سرود مطرب داشتامید زمزمه در چنگ جویبار نبود
چو گل، فروخته شد طفل مردمان از قحطامید رزق، کسی را ز کردگار نبود
ز قحط سالی کشمیر گشت طغرا، خشکمگو که از چه کلام تو آبدار نبود