شمارهٔ ۳۱۴
گل به زر شاد و پریشانی عالم بر بیدنزند از چه درین باغ، جنون بر سر بید؟
تا توان یافت که آزاده این گلشن کیستبر هر نخل عیان گشت و نهان شد بر بید
برگ سبزی نفرستاد به مجنون صفتانکو نسیمی که درین کار شود رهبر بید
غیر طغرا که ز اسباب جنون آگاه استکس ندانسته که شور از چه بود در سر بید