گنج

شمارهٔ ۳۰۳

۶ بیت
سرجوش داغ لاله به جوشم نمی رسدفریاد بلبلان به خروشم نمی رسد
در کوچه باغ شوق ز بس تند می دومآواز پای خویش به گوشم نمی رسد
تا بر کدوی می نخورد سنگ حادثاتگرد زیان به دامن هوشم نمی رسد
گوش دلم به هاتف مینای باده استالهام زاهدان به سروشم نمی رسد
یکسان به خاک میکده گردیدم و هنوزدست سبوی باده به دوشم نمی رسد
طغرا، ز گوشمال غم آگه نمی شومتا پیچشی به حلقه گوشم نمی رسد