گنج

شمارهٔ ۲۶۱

۴ بیت
فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبردبگذر از یاد لبش تا می نابت نبرد
فوت فرصت به جهان نوحه گری می خواهدآنقدر اشک روان ساز که آبت نبرد
می برد خواب، کسی را که ز خود غافل گشتشب چو شد، واقف خود باش که خوابت نبرد
همچو طغرا سخن خضر درین ره مشنوکه جگر تشنه به دریای سرابت نبرد