گنج

شمارهٔ ۲۲۴

۴ بیت
صبا چو بگذرد از ما، ز داغ گل بیز استقدح به ما چو رسد، از شکست لبریز است
چگونه شیشه ناستد تمام شب به نمازکه در صلاح، به از زاهد سحرخیز است
پیاله ای که به گلبرگ لعل او نرسدچو جام لاله شرابش کدورت انگیز است
لبی ز خون دلم تر نکرد نرگس اوخبر نداشت که بیماری اش ز پرهیز است