شمارهٔ ۱۹
ماییم و دیدن گل روی تو ساقیادلبستگی به سنبل موی تو ساقیا
از آب حسن، موج به خورشید می زندجامی که خاک خورده ز کوی تو ساقیا
بی استخاره خرد و بی صلاح هوشدادیم دل به روی نکوی تو ساقیا
هرگز دلم به چشمه کوثر نمی کشدتا آب خورده ام ز سبوی تو ساقیا
ما را کند هدایت رجعت به اصل خودبرگشتن پیاله به سوی تو ساقیا
طغرا اگر نهد ز جهان، مست پا به حشرخواهد نجات یافت به روی تو ساقیا