گنج

شمارهٔ ۱۸۱

۳ بیت
دیدم به جانبش، ز حیا روی خود گرفتراه نگه به نرگس جادوی خود گرفت
سررشته دار شغل پریشانی ام شمرددست مرا چو در خم گیسوی خود گرفت
داغم ز بخت آینه، کان شوخ کینه جواز روی مهر، بر سر زانوی خود گرفت