شمارهٔ ۱۶۵
ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامتجویای وصالت، چمن آرای قیامت
امروزم اگر دامن وصلت ندهد دستدست من و دامان تو فردای قیامت
آیینه به دست آر [و] ببین صورت خود راگر هست ترا ذوق تماشای قیامت
زین گونه که هر روز کنی وعده به فرداترسم که شود وعده به فردای قیامت