گنج

ساقی نامه

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۰ بیت
بیا ساقی دلم آشفته تستدرین میخانه گفته گفته تست
بده جامی که بس حالم خرابستدل اندوهناکم در عذابست
طبیبا چون ترا طی شد جوانیگذشت ایام عیش وکامرانی
کنون اندیشه کن وقتست وقتستخموشی پیشه کن وقتست وقتست
بکنج بی کسی رو با دل خوشکه کنج بی کسی جائیست دلکش
بسا محفل بسا مجلس که دیدیبسا کز جام عشرت می کشیدی
کناری رو چو تیرت از کمان جستخجل منشین شکارت چون شد از دست
گریزان شو زمشت جاهلی چندبده دستی بدست کاهلی چند
که شاید عاقبت کامت برآیدمیان کاملان نامت برآید
زتنهائی دلت آشفته تا کیرفیقان رفته و تو خفته تا کی
درین وادی مکن خوابی و برخیزازین چشمه بکش آبی و برخیز
اگر گردی چو اختر گرد آفاقشوی تا بر سر این نیلوفری طاق
درون پرده راه جستجو نیستهمه اسرار و اذن گفتگو نیست
بود اسرار پنهانت شود حلبرآئی چون برین خاکستری تل
خداوندا «طبیب » منفعل رااسیر خاکدان آب و گل را
از این زندان غم آزادیش بخشدرین ویران ره آبادیش بخش
منم چون لاله در هامون نشستهبخاک افتاده و در خون نشسته
به بخت خود چو مجنون مانده در جنگنشسته تا کمر چون کوه در سنگ
نمی بینم درین صحرای اندوههم آوازی که با ما خاست جز کوه
ولی او هم هم آوازی چه داندجمادی رسم دمسازی چه داند