گنج

شمارهٔ ۱۱ - گدای گداپیشه

۸ بیت
گدای گداپیشه زاق و گنگکه دست تو شل باد و پای تو لنگ
تو گر باز گشتی نه شادان بغمدژم چهره بارکش گشت تنگ
بسا تنگدستا که بردند ازوصلتهای فاخر بخروار و تنگ
ز بخت بد تست بر بخت اوچو با بخت خود سر نه با او بجنگ
کف مهتران چون ترازو بودبیکتا پلاسیم و یک پله سنگ
نصیب تو سنگ آمد از بهر آنکه با فضل بودی و بی صبر و سنگ
شدت راست از پیش او چار چیزکزان چار چیزت بود عار و ننگ
بزر بر خراج و به خانه حقبسر برد یوس و به . . . ون در پشنگ