شمارهٔ ۱۰ - سوگند ما
خسرو آل امیران ای امیران سخندر ثنا و مدح تو روشن دل و روشن ضمیر
صدر دریا دل نظام الدین که باشد از قیاسپیش دریای دل بیحد تو، دریا غدیر
ای بیدل سیم و زر از غایت جود و کرمدست راد ت ز پا افتادگان را دستگیر
پایت ار رنجور شد از سوزن زرین رکابیکدو روز آسوده شو بر گوشه سیمین سریر
چون ز دست راد تو خلق جهان در راحتنددست خود بر پای خود نه تا شوی راحت پذیر
تا بخاک پای تو سوگند ما باشد درستبر زمین بخرام خوش، تا گرددت سهل و یسیر