گنج

شمارهٔ ۷۹ - در مدح تاج الدین محمود

۲۶ بیت
گسترد نام نیک چو محمود تاجدارمحمود تاج شد و ز احرار روزگار
از شاهوار بخشش او ظن بری که اومحمود تاج نیست که محمود تاجدار
او تاجدار ملک هنر زیبد و عدوشدر بارگاه حشمت او گشته تاج دار
تا آمد از دیار خراسان بماوراالنهر نهر دولت او گشت چون بحار
بر فرق اهل فضل زرافشان شود هواهرگاه از آن بحار شود بر هوا بخار
نیل و فرات و دجله و جیحون موج زنبا کف داد او چو سرابند هر چهار
هرگه که سیر کلک کمردار او کندسردل دوات کلهدارش آشکار
آرد برات او امرای کلام رابر دوش طوق منت و در گوش گوشوار
محمود شاه غازی شاعر نواختنآیین نهاد و سنت و رسم و ره و شعار
از سرگذشت بود و نبود همه جهاندیوان عنصریست ز محمود یادگار
وز خادمان مجلس محمود تاج دینچون عنصری هزار برآید بیک شمار
محمود سومنات گشای صنم شکندر غزو سیگزی بسنان ز ره گذار
آن مرتبت نیافت که محمود تاج دیناز یک بدست کلک بریده سر نزار
ای تاج کز جواهر دانش مرصعیبر فرق دین سید و شاه بنی نزار
نور دلی و راحت روح و سدید دینعبدالکریم صدر کرام و سر کبار
عبدالکریم صدری کز وی کریمترعبدی نیافریده کریم آفریدگار
او اصل مهتریست مران اصل را تو فرعتا زان بتو چو جسم بروح و شجر ببار
مستوفی ممالک مشرق توئی و هستبر کلک بی قرار تو هر ملک را قرار
ز ابنای روزگار نیاید کسی چو توبر مرکب کفایت و فضل و هنر سوار
گر کار تو بعقد بنانست و سیر کلکاندر کشی ذرایر خورشید را بکار
بی سهو و بی غلط بجریده نشان کنیاز پیش باد اگر بهزیمت رود غبار
دانی شمار آن و ندانی که سیم و زربر شاعران ز جود تو چندین شود نثار
بر شاعران ثنای تو در سال سنت استبر من رهی فریضه بروزی هزار بار
گر شعر بنده هست بدین چاشنی پسنددر یک دو مه بمدح تو دیوان کنم نگار
تا از برای گفت و شنود است خلق راگوش سخن نیوش و زبان سخن گذار
سیماب باد ریخته در گوش آنکسیکو دارد از شنودن مدح و ثنات عار