گنج

شمارهٔ ۷۶ - در مدح علی بن حسین بن ذوالفقار

۲۹ بیت
ای نامی از تو نام خداوند ذوالفقاردر دین سید ولد آدم افتخار
هم خلق سید ولد آدمی ز لطفهمنام و هم سخای خداوند ذوالفقار
از ذوالفقار جود تو شد کشته آز و بخلهمچون ز ذوالفقار علی عمرو و ذوالخمار
از بخل خالی است دل جود ورز توبر روی جود خالی و در چشم بخل خار
از فخر دین خال به نیکیت یاد کرداز بهر آنکه ماندی ازو نیک یادگار
جایش بهشت باد که در خاندان خویشپرورده بهشت شد آن مفخر تبار
اعمال نیک او شده از مرگ منقطعبل کز تو شد یکی عمل نیک او هزار
زنده کند پدر را فرزند نیکنامنام پدر تو از پسر خویش زنده دار
خاص خدایگانی خلق خدای رایاری دهی بنیکی بادت خدای یار
از روزگار دولت تو خاص و عام رااز چنگ غم نجاتست از جور روزگار
در سینه تو بحر سخا موج میزندتا غرق نعمت تو شوند اهل این دیار
از بیشمار خواسته بخشیدن تو نیستدر فهم و وهم خواسته بخشیت را شمار
با اهل علم و عقل بتقریر علم و عقلکم پیشی سخاوت تو نیست بر قرار
اندر میان دلها شاهی است مهر توبگرفته زین کنار جهان تا بدان کنار
اقبال و بخت و دولت و پیروز روز رافرزند نازنینی پرورده در کنار
قبله در سرای تو است اهل فضل راگرد سرای تو فلک فضل را مدار
در خدمت تو اهل هنر را دین و فضلوز خدمت تو دوری شین است و عیب و عار
هر شاعری که بوسه دهد بر رکاب توگردد بدولت تو بر اسب سخن سوار
من بوسه داده ام دگران بوسه می دهندتا همچو من شوند و به از من هزار بار
در بنده بودن تو ز پیری مقصرمای بخت تو جوان ز من پیر درگذار
دلشاد باش و خرم و خوش عیش و خوش طرببنده نواز باش و حق اندیش و حق گذار
دهقان کشتمند رضای خدای باشاندر زمین فربه دل تخم خیر کار
تا جاش بر گری بقیامت ثواب و مزداینست کار و بهتر ازین کار خود چه کار
در ماه روزه کار شب قدر کن بشکرتا بر تو آن ثواب نهان گردد آشکار
رحمت نثار یافته باشی و مغفرتآزادی از جهنم و زتف تفته نار
عیدت خجسته باد و تو اندر خجستگیآیین عید ساخته و ساز عید دار
تا دور چرخ و سیر ستاره دهنده اندهر سال و ماه را مدد از لیل و از نهار
لیل و نهار و سال و مه تو بخیر بادبا تو جهان چنانکه ترا باشد اختیار
ای سوزنی بمدح خداوند ازین نسقدر ثنا بسوزن خاطر برشته آر