گنج

شمارهٔ ۷۴ - فی مدح اشرف الدین

۲۰ بیت
ای جهان شرف بتو معموریافته از دو پادشا منشور
از خداوند دلدل و قنبروز خداوند ناقه و یعفور
پادشاه حسینیان اشرفشرف دین کردگار غفور
هست در جنب پادشاهی توبندگی پادشاهی فغفور
پادشاه سیادتی و تراستاز شرف ملک و از خرد منشور
امت جد تو ترا حشمندطایعا راغبا بجان مأمور
هیچکس نی ز دل بتو غمگینهیچکس نی ز تو بتن رنجور
بی هوا خواهی تو در دل کسندهد آفتاب ایمان نور
تا دم صور پادشاهی کسنیست وان تورانسوی دم صور
هست فراش جد او در خلدشهپر روح و زلف و طره حور
شهر نخشب بفر دولت تستهمچو خلد برین و حور و قصور
چون نبوت بجد تو مختومشد فتوت بنام تو مقصور
از عطای کف عطاده تویک جهان شاکرند و تو مشکور
عالمی قائل ثنای تواندزوجه منظوم گوی و چه منشور
نظم و نثر همه ستایش تستراستی بی دروغ و غیبت و زور
از مدیح تو بر صحیفه عمرکرده مدحت سرای تو مسطور
عمر من در ثنا و مدح تو بادتا بود قصر عمر من معمور
صرف در دولت و بقای تو بادچرخ را مدت سنین و شهور
تا شهور و سنین پدید آرددور چرخ بلند روشن و دور
دور باد از خجسته مجلس تونکبت دهر پیر و دار غرور