گنج

شمارهٔ ۲۶ - در مدح وزیر صدرالدین

۲۸ بیت
صدری که بر صدور زمانه مقدم استدرگاه او چو کعبه شریف و معظم است
اندر میان آدمیان چون فرشته استوندر دل فریشتگان همچو آدم است
زی آنکه او فریشته و آدم آفریدجون آدم و فرشته عزیز و مکرم است
آن صدر کیست صاحب عادل که در جهانصاحب قران و صاحب صدر مسلم است
از رأی روشن وی و تدبیر محکمشروشن جهان و قاعده ملک محکم است
در ملکت عجم سر هر محترم ویستچون در عرب سر سال از محرم است
زیر نگین اوست سراسر همه جهانگوئی مگر که خاتم او خاتم جم است
ذخرالملوک اوست و سراسر همه جهاناز دولت خجسته سلطان عالم است
دانست آن شهنشه عالم که آن بزرگاندر خور وزارت سلطان اعظم است
اندر بزرگواری او نیست هیچ شکوندر بزرگواران مانند او کم است
ای صاحبی که کف حداد تو روز بزمخورشید ذره پرور و ابر گهر نم است
فرخنده فال صدری و دیدار روی تومنشور شادمانی و بیزاری از غم است
با همت رفیع و کف راد توپست است اگر سپهر و بخیل است اگر یم است
گر فی المثل باکمه و ابرص نظر کنیبی آنکه در تو معجز عیس بن مریم است
بینا شود بهمت تو آنکه اکمه استگویا شود بمدحت تو آنکه ابرص است
در زیر نعل مرکبت ار خاگ گل شودآن بر جراحت دل مظلوم مرهم است
ور باد جود تو بوزد بر نیازمندبا وی همه خزائن قارون فراهم است
از عدل تو هر آنچه بگفتم نه مشکل استوز جود تو هر آنچه بگویم نه مبهم است
در دین پاک خاتم پیغمبران ز عدلتو خاتمی و نام تو چون نقش خاتم است
خورشید اهل دین ببقای تو روشن استدیبای آفرین بثنای تو معلم است
در خورد تست خاتم اقبال و سروریچونانکه رخش رستم در خورد رستم است
با حاسد تو دولت چون آب و روغنستبا ناصح تو ساخته چون زیر پا نم است
مهر تو بر ولی و خلاف تو بر عدوآن چون بر جنان خرم این چون جهنم است
گویم اگر عدوی تو کلبست راستستور چند با شجاعت و باسهم ضیغم است
هرچ آورد بچنگ همه بهره تو استوین اندرو نشانه کلب معلم است
از عکس و لمع اختر رخشنده هر شبیتا آسمان بگونه پیروزه تارم است
بر تارم هوای دل خود نشاط کنبا مهوشی که قبله یغما و تارم است
گردون خمیده میرود ار راست بنگریتعظیم آستان ترا پشت او خم است