گنج

شمارهٔ ۲۴ - در مدح شمس الملک

۲۴ بیت
هر کجا شاه جهانرا سفر استفتح بر فتح و ظفر بر ظفر است
ظفر و فتح شهنشاه جهاناز جهان داور پیروزگر است
خسرو مشرق و چین شمس الملککه چو شمس فلکی مشتهر است
ملک داراست چو شمس فلکیملکش از خاور تا باختر است
زآنچه مرشمس فلک را ذره استعدد لشگر او بیشتر است
چو کشد لشگر دشمن شکردشاه لشگرکش دشمن شکر است
دشمن شاه جهان شمس الملکسایه وار از پس دیوار در است
نتواند بملاقات افتادکه بمردانگی زال زر است
یک جهان دشمن شاهند ولیکهمه را دشمن دور قمر است
ملک شرق علی بن حسینکه بانصاف و بعدل عمر است
ذوالفقاری نسب و نوحی اصلشرف و رتبت اصل گهر است
از برون خانی ملک ار بگذشتاز طغانخانی او در گذر است
پنج نوبت را اهل است و سزاکه جهاندار ز پنجم پدر است
جز کمربند زمین بوسش نیستهر که در روی زمین تاجور است
چون کمربندان در خدمت شاهآسمان است و مجرداش کمر است
آسمان را بهزاران دیدهدر شهنشه بسعادت نظر است
نیست غایب نظر سعد از شاهشاه اگر در سفر و در حضر است
سفر شرق شه مشرق راباد فرخنده که فرخ سفر است
اختیار سفر خسرو شرققاف تا قاف صلاح بشر است
مرکبش سیر قمر دارد و همچون قمر راه بر و راه بر است
زین سفر زود خرامد بحضرشمس ملک آنکه براقش قمر است
حافظ و ناصر او باد خدایاین دعا تیر بلا را سپر است
تا زمین است و فلک از بر اوآن یکی سرکش و این پی سپر است
بی سپر باد سر دشمن اوچو زمین گرچه ز افلاک بر است