گنج

شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح مسعود بن حسن

۳۰ بیت
مبارک است پگه روی پادشا دیدنچو پادشا را دیدیم روی ما دیدن
چه پادشا ملک شرق و غرب رکن الدینکه رونق آوردین است مرو را دیدن
خجسته طلعت او مرائمه راست بفالچنانکه امت را روی مصطفی دیدن
شه مظفر مسعود بن حسن که وراستبپادشاهی روی زمین سزا دیدن
ز ناسزایان تخت نیا گرفت بتیغنبیره را چه به از مسند نیا دیدن
ازوست تا که بکردار بد جزا دادنکه راست ترک بدی کردن و جزا دیدن
بحربگاه دو کار است دشمنان وراقفا نمودن و شمشیر بر قفا دیدن
ز تیغ شاه شود آسیا بخون گردونکه جزع لعل کند گرد آسیا دیدن
هرآنکه دید بمیدان برهنه دشنه شاهبخون دشمن در خواهد آشنا دیدن
بآشنائی شمشیر شاه خنجر مرگهزار دیده بپوشد ز آشنا دیدن
ظفر معاینه در رمح مار شکل ملکبود چو معجز موسی در اژدها دیدن
هرآنکه شه را بیند محال ننمایدشهزار زال زر اندر یکی قبا دیدن
ز سهم هیبت شمشیر کند ناصفتشمخالفانش نیارند گند نادیدن
مخالفانش نمانند و کس نبیندشانبدانکه ار در ناماندنند و نادیدن
ز عدل شاه جهان ایمنی گرفت چنانکه گرگ با بره خواهیم هم چرا دیدن
بهار گشت پدیدار و دل تقاضا کردکمال قدرت بیچون و بی چرا دیدن
ببارگاه شهنشاه شرق باید و بسنگاه کردن و شاه ملک لقا دیدن
بصدر هزار زبان در شاهوار ثنانثار کردن و پاداش آن ثنا دیدن
خدایگان جهان خسرو بزرگ عطاروا نداشت یکی بنده بی عطا دیدن
توانگری بسخن داشتم بمالم کردکه تا نباید مداح را گدا دیدن
صواب دیدم مدح خدایگان گفتنکه تا خدای نگه دارد از خطا دیدن
هرآنکه هست هواخواه شاه جائی بادکه بازمانده بود چشمش از هوا دیدن
هوای شاه جهان سنت است و بدعت نیدر اهل بغی بود بدعت و هوا دیدن
در آفتاب سما تا بعلوی و سفلیروا بود سبب روزی و بقا دیدن
چو آفتاب سما پادشاه روی زمینهمی برفعت روی زمین سما دیدن
هماره تا همه را در سرای نور و ظلمبنور دیده توان ظلمت و ضیاء دیدن
بدیده دل شاه جهان میسر باداز ابتدای جهان تا بانتها دیدن
بقای عمر ورا در صحیفه ازلیبخط لم یزلی دام عالیا دیدن
ثنای شاه جهانرا بدیده خاطربشرع شعر رواست بی منتها دیدن
بابتدای سخن بازگردم و گویممبارکست پگه روی پادشا دیدن