گنج

بخش ۱۲۸

۱ بیت
در همه دیر مغان نیست چو من شیدائیخرقه جائی گرو باده و دفتر جائی
در جواب او
دارم امروز تمنی طبق بغرائیبرسان بار خدایا به کرم از جایی
سر به کونین فرو ناورم از عیش و نشاطگر فتد در کف من کاسه گندم وایی
نقد جان می دهم از بهر کباب ته نانره بازار بگو تا بکنم سودایی
نشوی غافل از احوال دل من زنهارهر گه از بهر تصدق بپزی حلوایی
حاصل از عمر همین است غنیمت داریهر گه ای خواجه ترا دست دهد گیپایی
این هوس دارم و یابم مگر این در جنتکاسه شیر برنج و طبق خرمایی
در تمنای رخ قلیه برنج این ساعتهمچو صوفی نبود در دو جهان شیدایی