گنج

بخش ۱۱۸

۱ بیت
تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیدهصد گونه بلا این دل بیچاره کشیده
در جواب او
آن کس که لب دلبر سنبوسه گزیدهصد شکر خدا را که به مقصود رسیده
امروز چه حال است که آن بره بریانچون آهوی وحشی ز من خسته رمیده
بوی حبشی پست کند نکهت نان رااین نوع بلای سیه امروز که دیده
ماننده گیپا دل پر دارم از اندوهتا بر رخ بریان نظر انداخته دیده
در روی زمین هیچ صدائی به از این نیستکاواز بر آید که مزعفر برسیده
حاصل که ز عمرش نبود هیچ تمتعهر کس نمک دیگ حلیمی نچشیده
جز باد ندیدست به کف صوفی مسکینچندان که پی صحن مزعفر بدویده