گنج

بخش ۱۰۹

۱ بیت
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرستشمشاد سایه پرور ما از که کمترست
در جواب او
از بوی قلیه باز مشامم معطرستاین نکهت این زمان زعبیر که کمترست
گیپا چو حاضرست به پیشت به روی خواناز نافه های مشک مگو کان مکررست
من بعد روی ما و قدمهای کله پزهست این سرای بخت و سعادت درین سر ست
درد درون شفا زعسل جوش می شودتشخیص کرده ایم و مداوا مقررست
من آب روی خود بر دونان چرا برماین خشک نان ما چو ز خورشید بهترست
دایم برنج خدمت بریان از آن کندکو در میان اطعمه سلطان و سرورست
صوفی خسته بر نخوداب است از آن اسیرکز بوی عطر او دل و جانش معطرست