گنج

شمارهٔ ۴۵ - در مدح و مرثیه بزرگان دین علیهم سلام الله

۱۶ بیت
آل پیغمبر که ایشان نور حق را مظهرندباعث ایجاد عالم شافعان محشرند
هر چه باشد از طفیل هستی ایشان بودما سوی الله را عرض می دان که ایشان جوهرند
عروة الوثقای دین حبل المتین مؤمنیندُرج دین را گوهرند و عرش حق را زیورند
امر و نهی ماضی و مستقبل کون و مکانجملگی مشتق از ایشانند و ایشان مصدرند
گرچه عین حق نیند ایشان ولی عین حقنددر حقیقت اصل منظورند امّا ناظرند
وصف ذات قدر ایشان را نباشد منتهیعارفان حیران در اینجا عقل ها کور و کرند
حیرتی دارم چرا بعضی از ایشان تشنه کامشد قتیل از کینه امّا ساقیان کوثرند
زورق آل عبا شد غرقه ی بحر بلابا وجود آنکه نُه فُلکِ فلک را لنگرند
نوح در کشتی نشست و یافت از طوفان نجاتلیکن اندر بحر خون ایشان به طوفان اندرند
شاه مظلومان خلیل و اکبر اسمعیل اوزینب ولیلایش از پی هر یکی چون هاجرند
روز عاشورا شنیدستی قیامت شد بلیقامت اکبر قیامت بود و عدوان منکرند
آتش کین در زمین کربلا افروختندبا خبر از کفر خویش و بی خبر از کیفرند
گاه شد آویز? دروازه گاهی بر سنانرأس آن شاهی که شاهان جهانش چاکرند
خواهران بی برادر دختران بی پدرچون بنات النّعش سرگردان بدور آن سرند
سر به راه دوست دادن نیست کاری سرسریعاشقان در اوّلین گام از سر خود بگذرند
ای «وفایی» جای اشک از دیده خون دل بباربر شهیدانی که هر یک شافع صد محشرند