گنج

غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ازت۱۲ بیت
ای جگرگوشه، کیست دمسازت؟با جگر حرف می‌زند سازت
تار و پودم در اهتزاز آردسیمِ سازِ ترانه‌پردازت
حیف، نایِ فرشتگانم نیستتا کنم سازِ دل، هم‌آوازت
وای ازین مرغ عاشق زخمیکه بنالد به زخمهٔ سازت
چون من ای مرغ عالم ملکوتکی شکسته‌ست بال پروازت؟
شور فرهاد و عشوهٔ شیرینزنده کردی به شور و شهنازت
نازنینا نیازمند توامعمر اگر بود می‌کشم نازت
سوز و سازت به اشک من مانَدکه کشد پرده از رخ رازت
چون ننالی؟ که درگرفته چو نیشورِ شیرین‌‌لبانِ طنازت
چشم من در پی تو خواهد بوددر کجا بینم ای پسر بازت
گاهی از لطف سرفرازم کنشُکر سروِ قد سرافرازت
شهریار این نه شعر حافظ بودکه به سر زد هوای شیرازت