گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۷ - چه خواهد بودن

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امچهخواهدبودن۱۲ بیت
آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودنیا حریفی نشود رام چه خواهد بودن
حاصل از کشمکش زندگی ای دل نامی استگو نماند ز من این نام چه خواهد بودن
آفتابی بود این عمر ولی بر لب بامآفتابی به لب بام چه خواهد بودن
مرغ اگر همت آن داشت که از دانه گذشتگو همه پیچ و خم دام چه خواهد بودن
نابهنگام زند نوبت صبح شب وصلمن گرفتم که بهنگام چه خواهد بودن
صبح اگر طالع وقتی‌ست غنیمت بشمارکس نخوانده‌ست که تا شام چه خواهد بودن
چند کوشی که به فرمان تو باشد ایامنه تو باشی و نه ایام چه خواهد بودن
گر دلی داری و پابند تعلق خواهیخوشتر از زلف دلارام چه خواهد بودن
شرط، موزونی اخلاق بُوَد شاهد راورنه نه موزونی اندام چه خواهد بودن
بوسه نستانم از آن لب که به دشنام آلودلبِ آلوده به دشنام چه خواهد بودن
پیر ما گفت و چه خوش گفت که از خلق مدارچشمِ انعام که انعام چه خواهد بودن
شهریاریم و گدای در آن خواجه که گفت خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن