گنج

شمارهٔ ۳۲۹

نخورد به بزم مستان لب شیشه آب بی توبه خزان تاک ماند قدح شراب بی تو
به کدام دل نسوزم چو ز بزم رخ بتابیکه شود ز آتش دل بط می کباب بی تو