گنج

شمارهٔ ۳۲۴

ای آنکه دل ربوده ای از دلربای ماتا حال ما نداند از او احتراز کن
جز موج کس گره نگشود از دل حبابزان تیغ آبدار مرا سرفراز کن
چون صید چشم او شدی ای بینوا اسیرفکری به حال جان تغافل گداز کن