گنج

شمارهٔ ۳۲۱

نیست بیحاصل که خون از چشم تر افشانده ایمدر زمین سینه تخم نیشتر افشانده ا یم
دشت و دریای توکل را نسیم موجه ایماز قناعت آستین بر خشک و تر افشانده ایم