گنج

شمارهٔ ۲۷۴

اشکم به گلشن دل صد پاره می رودحسرت به باغبانی نظاره می رود
برق نگاه گرم تو آیینه را گداختآتش به چشم روشنی خاره می رود
در گلشنی که دود بجوشد ز رنگ گلخون فسرده از رگ فواره می رود