گنج

شمارهٔ ۲۲

صبح بیدار ندارد نظر پاک مراآب در شیر کند دیده نمناک مرا
راز او خجلت رسوایی محشر نکشدنتوان جست به صحرای عدم خاک مرا
اختیارش تر صاف است چراغش روشنشعله محراب دعا کرده دل پاک مرا