گنج

شمارهٔ ۲۱۹

بر قصد طره سنبل چو زلفش تاب بر دارددرآید آفتاب از پا چو سر از خواب بر دارد
به سیل گریه دادم در سر کویش دل خود رامگر غافل خیال گل کند از آب بردارد