گنج

شمارهٔ ۱۹۹

به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجددر آتشی که منم خار و خس نمی گنجد
ز بس که گشته ام از ذوق بیخودی لبریزدرون سینه تنگم نفس نمی گنجد
دلیل راه اسیران عشق خاموشی استبه گوش شوق صدای جرس نمی گنجد