گنج

شمارهٔ ۱۴۳

خط یار گرچه سر زد نگه ستمگرش هستچه غم خمار دارد می ناز در سرش هست
به کدام جان بنازد به کدام سر ببخشدچه کند کسی به یک دل که هزار دلبرش هست